تبلیغات
خوشخند - مطالب ابر کیهان
 
درباره وبلاگ


وب سرشار از کاریکاتورها و تصاویر زیباست که در جای خود می تواند مفید نیز باشد
با گشایش بخش کاریکاتور در خبرگزاری فارس، سیل گسترده ای از کاریکاتورها به دنیای وب راه پیدا کرد اما این خبرگزاری به مرور بخشهای قدیمی این کاریکاتور ها را از روی سایت خود بر می دارد
هدف از این وبلاگ بازنشر این تصاویر و ایجاد منبع مناسب برای آرشیو این کاریکاتور هاست.
در این وبلاگ سعی شده اصل حقوق تولید کننده رعایت شود
تصاویر ویرایش نشده و تا حد امکان نام منبع و کاریکاتوریست درج می شود
شروع به کار وبلاگ: تیر ماه 1392
khoshkhand.ir

مدیر وبلاگ : امید امیدی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
خوشخند
منبع کاریکاتور ایران
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
گفت: رئیس مجمع تشخیص مصلحت گفته است؛ هدف مشترک افراطیون ایران و آمریکا برهم زدن توافق ژنو است.
گفتم: چرا درباره انتقادات مستندی که به متن توافقنامه ژنو وارد شده است پاسخی نمی‌دهند؟!
گفت: ایشان می‌گوید «اوباما هم در آمریکا از سوی افراطیون در رابطه با این توافقنامه در فشار است»!
گفتم: ولی خود اوباما و جان کری و وندی شرمن و سوزان رایس که طرف‌های اصلی مذاکره بوده‌اند، دبه درآورده و زیرآب توافق را زده‌اند!
گفت: با این حساب، رئیس جمهور، وزیر خارجه، مذاکره‌کننده ارشد و مشاور امنیتی آمریکا هم باید جزو افراطیون باشند!
گفتم: چه عرض کنم؟! شخصی که به میهمانی رفته بود، از طبقه پائین صدای آوازی شنید و به صاحبخانه گفت؛ عجب صدای مزخرف و نتراشیده و نخراشیده‌ای است! صاحبخانه گفت؛ صدای همسرم است و میهمان با دستپاچگی گفت؛ منظورم شعر آن است و صاحبخانه گفت؛ شعر آن را هم خودم ساخته‌ام!




نوع مطلب : دولت اعتدال، گفت و شنود، سیاسی، 
برچسب ها : گفت و شنود، کیهان، هاشمی، توافق ژنو،
لینک های مرتبط :


گفت: وزیر کشور دولت خاتمی درباره مسائل اخیر شورای شهر تهران گفته است؛ همان دست‌هایی که آن اتفاق را در مورد شورای شهر اول تهران ایجاد کردند اکنون فعال شده و می‌خواهند شورا را با مشکل روبرو کنند.
گفتم: در شورای شهر اول که اصلاح‌طلبان به جان هم افتاده بودند تا آنجا که همین وزیرکشور آقای خاتمی شورا را منحل کرد.
گفت: البته ایشان خجالت کشیده بگوید که اصلاح‌طلبان اساساً اهل کار برای مردم نیستند و در هر مسئولیتی که قرار بگیرند به جای رسیدگی به امور مردم دست به آشوب و بلوا می‌زنند!
گفتم: چه عرض کنم؟! سرگروهبان در میدان تیر، تفنگ را از دست سربازی که تیرهایش به خطا می‌رفت گرفت و گفت؛ حالا ببین تیراندازی یعنی چی؟ و بعد به طرف سیبل شلیک کرد. اما تیرش به چندمتر آنطرف‌تر اصابت کرد. ولی بی‌آن که به روی خودش بیاورد به سرباز گفت؛ حالا دیدی؟! تو اینطوری تیراندازی می‌کردی!




نوع مطلب : دولت اعتدال، گفت و شنود، سیاسی، 
برچسب ها : وزیر کشور خاتمی، خاتمی، شورای شهر، گفت و شنود، کیهان،
لینک های مرتبط :


گفت: آقای هاشمی رفسنجانی در دیدار جمعی از مردم بوشهر گفته است «کسانی هستند که نمی‌خواهند عصر امام تکرار شود و امام بار دیگر سرلوحه برنامه‌ها قرار گیرد».
گفتم: سخن دقیقی است و حق با ایشان است. همان‌هایی که در فتنه 88 عکس حضرت امام(ره) را پاره کردند. همان‌ها که اعلام کردند امام باید به موزه تاریخ برود. همان‌ها که برخلاف نظر صریح امام در انتخابات 88 رأی مردم را نادیده گرفتند. آنها که با ادعای‌تقلب ‌ساز‌براندازی دشمنان بیرونی را کوک کردند و نتانیاهو آنان را بزرگترین سرمایه اسرائیل نامید و...
گفت: ولی همه اینها که می‌گویی امروزه از طرفداران آقای هاشمی هستند و تحت حمایت ایشان همان دیدگاههای ضد امام خمینی(ره) را دنبال می‌کنند.
گفتم: با این حساب چگونه آقای رفسنجانی انتظار دارد که مردم حرف ایشان را باور کنند؟!
گفت: چه عرض کنم؟!
گفتم: شخصی می‌گفت؛ پدرم به من می‌گوید وقتی چیزی بهت میگم، اول گوش کن ببین چی میگم. اگر قبول نداشتی برو خوب فکراتو بکن، بعد قبول کن!




نوع مطلب : گفت و شنود، سیاسی، 
برچسب ها : گفت و شنود، کیهان، هاشمی، امام خمینی،
لینک های مرتبط :


شنبه 9 شهریور 1392 :: نویسنده : امید امیدی

گفت: مگر ائتلاف آمریکا و اروپا و چند کشور عربی در سال 1390 که توطئه تروریستی علیه سوریه را آغاز کردند، شعار نمی‌دادند که «اسد باید برود»؟!
گفتم: بر منکرش لعنت! این شعارشان گوش فلک را کر کرده بود.
گفت: ولی حالا که بعد از دو سال و نیم توطئه و عملیات تروریستی نتوانسته‌اند هیچ غلطی بکنند، از حمله مستقیم به سوریه خبر می‌دهند ولی اعلام کرده‌اند که هدف از این حمله، «نقطه‌زنی 3 روزه برای تنبیه بشار اسد است»!
گفتم: چه عرض کنم؟! پلیس راهنمایی، اتومبیلی را متوقف کرد و گفت؛ 130 کیلومتر سرعت داشتی؟ راننده گفت؛ فقط 80 کیلومتر بود... نه، 60 کیلومتر بود، اصلا 40 کیلومتر و... افسر راهنمایی گفت؛ مواظب باش! اینطوری که سرعت کم می‌کنی، از عقب بهت می‌زنند و درب و داغونت می‌کنند!

 





نوع مطلب : گفت و شنود، سیاسی، سوریه، امریکا، عربستان، رژیم صهیونیستی، اعراب، 
برچسب ها : گفت و شنود، کیهان، سوریه، امریکا، اعراب،
لینک های مرتبط :


گفت: تازه چه خبر؟!
گفتم: مقامات و دولتمردان غربی و عبری و عربی از احتمال حمله نظامی قریب‌الوقوع به سوریه خبر می‌دهند.
گفت: موز اگر قوت داشت کمر خودش را راست می‌کرد! آمریکا و اسرائیل در ضعیف‌ترین دوران خود قرار دارند و مردم کشورهای ترکیه و اردن و عربستان از دولت‌های دست‌نشانده جانشان به لب رسیده و در انتظار فرصت هستند.
گفتم: اتفاقا بسیاری از رسانه‌ها و استراتژیست‌های غربی و اسرائیلی نیز عواقب حمله نظامی به سوریه را برای آمریکا و متحدانش فاجعه‌آمیز می‌دانند.
گفت: وقتی می‌دانند که کاری از دستشان ساخته نیست، چرا رجز می‌خوانند؟!
گفتم: چه عرض کنم؟! شخصی پرسید این جمله شکسپیر که می‌گوید «یا به اندازه آرزویت تلاش کن و یا به اندازه تلاشت آرزو کن» یعنی چی؟! گفتند یعنی تو که نمی‌توانی هیچ غلطی بکنی، غلط می‌کنی که غلط زیادی می‌کنی!



نوع مطلب : گفت و شنود، سیاسی، نظامی، اعراب، اتحادیه اروپا، رژیم صهیونیستی، عربستان، امریکا، ترکیه، اردن، سوریه، 
برچسب ها : سوریه، اردن، امریکا، عربستان، ترکیه، کیهان، گفت و شنود،
لینک های مرتبط :


با تمام فقر، هرگز محبت را گدایی مکن و با تمام ثروت هرگز عشق را خریداری نکن!
*
از دشمن خود یک بار بترس و از دوست خود هزار بار!
*
روز را خورشید می​سازد. روزگارش را ما...
*
هفتاد و دو شب مانده کمر خم بشود
هفتاد و دو عاشق ز زمین کم بشود
هفتاد و دو میدان بلا در راه است
هفتاد و دو شب مانده محرم بشود



نوع مطلب : پیامک، 
برچسب ها : کیهان، پیامک،
لینک های مرتبط :



یک منبع آگاه در گفت وگو با خبرنگار ما ضمن تایید خبر تصویب طرح فیلمنامه سریال 108 قسمتی «دامن قجری» در خصوص سایر سری دوزی‌های تاریخی الف ویژه توضیحاتی ارائه داد.
این منبع آگاه چند سکانس از فیلمنامه «دامن قجری» را در اختیار ما و کاربران ما قرار داد که در ادامه می​خوانید:
خارجی- روز- بازار شهر 
{مغازه دامن فروشی در شهر افتتاح شده. مردم صورت هایشان را به شکل فجیعی به شیشه های مغازه چسبانده اند و در حال ورانداز کردن دامن های قجری هستند و آب از لب و لوچه شان راه افتاده.}
حاج کریم از پشت ملت ندید بدید(!) رد می​شود و سرک می کشد و محکم روی دستش می زند و بعد دستش را گاز می گیرد و آه می کشد و می گوید: خدایا دارن دین ما رو می گیرن! استغفرالله...
یک مست ملنگ به حاج کریم می خورد و می گوید: خیره شدی حاجی! تازه کجاشو دیدی...حاج کریم دستش را به پیشانی می زند و های ها ی گریه می کند و می گوید: خدایا چرا مردم ما رو ذلیل کردی؟!...
پسر میرزا با الاغ از راه می رسد و سریع به داد حاج کریم می رسد و زیر شانه هایش را می گیرد و او را به حجره میرزا مش ممد می برد. در مسیر دوربین قیافه همه مردم شهر را با دقت بالا نشان می دهد که یا دامن قجری پوشیده اند یا در دست دارند و می خواهند بروند بپوشند. حاج کریم هم تا برسد به مغازه میرزا مش ممد همه انگشتانش را آنقدر گاز می گیرد که در قسمت های بعدی سل می گیرد و می میرد.
داخلی - عصر- حجره میرزا مش ممد
میرزا در حال مطالعه روزنامه است. او با صدای بلند یک مقاله 2300 کلمه ای را برای همه بازاری های بی سواد می خواند و آنها سر تکان می دهند. پس از پایان مقاله میرزا به پنجره خیره می شود و رفت و آمد مردم دامن در دست و دامن به پا را ورانداز می کند و خیلی نرم قطره اشکی می ریزد. همسایه های میرزا همچنان دارند سر تکان می دهند.
داخلی- هشت صبح - منزل فرماندار شهر 
رئیس نظمیه، زن صاحب کمپانی دامن قجری و قمپزخان دور هم نشسته اند و در حال کشیدن تریاک و خوردن آب رنگی هستند. فرماندار با منقل وارد می شود و می گوید: اینم از جنس فرد اعلا! حالا جلسه رسمی شد.ملکه منقش - صاحب کمپانی دامن قجری - می‌گوید: وای آقای فرماندار می دونین که من اهل دود نیستم. و بعد به طرز خیلی ضایعی عشوه می آید و الکی می خندد. 
رئیس نظمیه در پاسخ همینطور که تلو تلو می خورد، خودش را به ملکه منقش نزدیک می کند و می گوید: اینکه دود نیست، عشقه!
و بعد همه در اتاق هار هار می خندند و دوربین در میان دود از اتاق خارج می‌شود. مردم بیرون منزل فرماندار در حال پرو کردن دامن های قجری هستند و بی‌حیایی به طرز بدفرمی کل شهر را فرا گرفته. حاج کریم در گوشه ای از تصویر در حالی که سرفه های خونی می کند، دائم پشت دستش می زند و آرنجش را گاز می گیرد...
خارجی - بیرون شهر – نوک تپه
نظمیه، میرزا مش ممد را دستگیر کرده و دارند او را به تهران می برند تا ادب کنند. او نه خودش و نه خانواده اش «دامن قجری» را نپذیرفته اند و در شهر بد قلقی کرده اند. همسر میرزا مش ممد بالای تپه ایستاده و دارد گریه می‌کند. میرزا از دور به او می گوید: بانو خانوم جان گریه نکن تا این مردک‌ها خوشحال نشوند...بانو خانوم جان خودش را جمع و جور می کند. آنها 17 دقیقه عاشقانه به هم نگاه می کنند و بعد از هم دور می شوند. بانو خانوم جان،در فراق میرزا مش ممد سرطان ریه می گیرد و بعد از 9 قسمت جان می دهد.
کنداکتور یک قسمت از سریال «دامن قجری»
زمان کل: 60 دقیقه/ الف خیلی ویژه
تیتراژ اول: 4 دقیقه
آنچه گذشت: 6 دقیقه
سلام و علیک میرزا مش ممد با بانو خانوم جان و صبحانه خوردن و کمی مهر و محبت و خداحافظی: 13 دقیقه
چرخ زدن مردم در شهر و شعر خوانی الواط کنار خیابان و چشم چرانی نوچه های سیروس خان اعظم در بازار: 7دقیقه
تریاک کشیدن صبحگاهی فرماندار و رئیس نظمیه + عشوه​های ملکه منقش در خیابان های شهر: 12دقیقه
رسیدن میرزا مش ممد به حجره و باز کردن مغازه و سلام و علیک با همسایه ها و خواندن روزنامه: 7دقیقه
خرید دامن قجری از مغازه ملکه منقش و قر و فر دخترهای ترگل ورگل اغفال شده: 6 دقیقه
ناراحتی بازاری​ها از وضع شهر و نشستن پای سخنرانی میرزا مش ممد و سرتکان دادن و نچ نچ کردن: 5 دقیقه و...60 دقیقه تمام شد، ادامه در قسمت بعد. 
محسن حدادی



نوع مطلب : طنز سوم - کیهان، سیاسی، اجتماعی، 
برچسب ها : کیهان، طنز سوم،
لینک های مرتبط :


گفت: یک روزنامه آمریکایی نوشته است «اوباما، نباید هزینه جنگ‌طلبی و بلندپروازی‌های اسرائیل را بپردازد.»
گفتم: ولی سال گذشته اوباما به اسرائیل گوشزد کرده بود که حاضر نیست به خاطر اسرائیل با کشورهای اسلامی منطقه درگیر شود!
گفت: پس چرا، چپ می‌رود و راست می‌نشیند و از صهیونیست‌ها حمایت می‌کند؟!
گفتم: چه عرض کنم؟! یارو الاغش را برای فروش برده بود، ولی حیوان هر مشتری که از جلو می‌آمد را گاز می‌گرفت و به هر کس که از عقب نزدیک می‌شد، لگد می‌زد. دلال گفت؛ با این وضعیت هیچکس حاضر به خرید الاغت نیست و صاحب الاغ گفت؛ برای فروش نیاورده‌ام. فقط می‌خواستم مردم بفهمند که من از دست این حیوون چموش چه می‌کِشم؟!



نوع مطلب : گفت و شنود، سیاسی، اجتماعی، علمی، 
برچسب ها : کیهان، گفت و شنود، امریکا، سوریه، رژیم صهیونیستی،
لینک های مرتبط :


گفت: یکی از مدعیان اصلاحات گفته است ما در جبهه اصلاحات به هرکسی اجازه ورود نمی‌دهیم!
گفتم: منظورش چیه؟! معلومه که همه اصلاح طلب‌ها مثل اصحاب فتنه نیستند ولی بیشتر فتنه‌گران در همین جبهه بوده‌اند.
گفت: ایشان می‌گوید برای گزینش اعضا در جبهه اصلاحات به سوابق و انگیزه‌های آنها توجه می‌کنیم تا این جبهه به کانون افراد نالایق تبدیل نشود!
گفتم: با این حساب، درباره کسانی که عضو جبهه اصلاحات بودند و امروزه به آمریکا و انگلیس پناهنده شده‌اند و آشکارا به خدمت سرویس‌های اطلاعاتی دشمن درآمده‌اند، چه نظری دارند؟! یعنی از اول آنها را برای خدمت به بیگانگان گزینش کرده بودند!
گفت: چه عرض کنم؟!
گفتم: یارو یک جایی مهمون بود و شب از بس که پشه توی اتاق پرسه می‌زد نتونست بخوابه، فردا صبح به صاحبخونه گفت؛ این توری پنجره واسه اینه که نذاره پشه‌ها وارد اتاق بشوند، یا واسه اینه که نذاره پشه‌ها از اتاق بیرون بروند؟!

 





نوع مطلب : گفت و شنود، سیاسی، 
برچسب ها : کیهان، گفت و شنود، اصلاحات، سیاسی،
لینک های مرتبط :


گفت: چه خبر؟!
گفتم: شخصی به نام «محمود سریع‌القلم» در مصاحبه با یک ماهنامه وابسته به جبهه اصلاحات گفته است «باید همه خوشحال باشیم که بالاخره بعد از یک و نیم قرن افراط و تفریط، ما ایرانیان به کانونی تحت عنوان «اعتدال‌گرایی» رسیده‌ایم»!
گفت: یعنی پیروزی انقلاب اسلامی و همه سال‌های حماسی پس از آن از نوع افراط و تفریط بوده است؟! اصلاً این یارو کی هست؟!
گفتم: اختیار دارید! این حرف‌ها چیه؟! ایشان با حکم آقای روحانی به عنوان مشاور ویژه رئیس جمهور انتخاب شده است!
گفت: آقای روحانی که خودش را فرزند انقلاب می‌داند، چرا این آدم بی‌سواد و دم دستی را، آنهم به عنوان مشاور ویژه خود انتخاب کرده است؟!
گفتم: چه عرض کنم؟! از آدم بی‌سوادی پرسیدند کجا مشغولی؟ گفت؛ در شرکت کامپیوتری و شبکه اینترنتی «اَپل» کار می‌کنم! گفتند، تو که سواد معمولی نداری چطور آنجا استخدام شده‌ای؟! و یارو گفت؛ کار من نیازی به سواد ندارد، من فقط سیب‌ها را گاز می‌زنم! 
* توضیح آن که آرم «اَپل» یک سیب گاز زده است.

 





نوع مطلب : گفت و شنود، سیاسی، اجتماعی، ایران، 
برچسب ها : کیهان، گفت و شنود، محمود سریع‌القلم، دولت روحانی، مشاور ویژه روحانی،
لینک های مرتبط :


شنبه 2 شهریور 1392 :: نویسنده : امید امیدی
گفت: آقای هاشمی رفسنجانی گفته است؛ «مردم در انتخابات اخیر کاری کردند که در کشورهای دیگر برای آن باید خون‌ها ریخته شود»!
گفتم: مگر همین مردم در انتخابات 88 همین کار بزرگ را با دامنه خیلی فراتر انجام ندادند، چه کسانی در آن سال چون نامزد خودشان رأی نیاورده بود، دست به آشوب و بلوا زدند و خون مردم بی‌گناه را به زمین ریختند؟!
گفت: ایشان گفته است، شرایط امنیتی در سال‌های گذشته همه مردم را تلخکام کرده بود!
گفتم: چه کسانی با قتل و ضرب و شتم مردم کوچه و بازار و آتش زدن اتوبوس و مسجد و برهم زدن عاشورای حسینی(ع) و پاره کردن عکس امام(ره) و شعار به نفع آمریکا و اسرائیل دست به ناامنی زده بودند؟!
گفت: چه عرض کنم؟! ایشان به این سؤالات پاسخی نداده‌اند.
گفتم: ناصرالدین شاه در سفرنامه خود نوشته بود؛ نزدیک بندر انزلی که رسیدیم یک کشتی عجیب دیدیم و تعجب کردیم که این کشتی مال چه کسی است ولی بعدا به یادمان آمد که تهیه این کشتی را خودمان فرمایش داده بودیم!



نوع مطلب : گفت و شنود، اجتماعی، سیاسی، 
برچسب ها : هاشمی، فتنه 88، انتخابات، کیهان، گفت و شنود،
لینک های مرتبط :


گفت: یکی از نمایندگان پارلمان رژیم صهیونیستی از نتانیاهو با عنوان کسی که زیاد حرف می‌زند ولی عرضه انجام کاری را ندارد یاد کرده است.
گفتم: مگه از این حیوون درنده غیر از آدمکشی و جنایت انتظاری داشتند که دارد انجام می‌دهد.
گفت: خطاب به نتانیاهو گفته است تصور اولیه این بود که وی حزب‌الله را نابود می‌کند ولی سیدحسن نصرالله هر روز قدرتمندتر می‌شود.
گفتم: خب! دیگه چی؟!
گفت: می‌گوید در نتانیاهو آنچه دنبال می‌کردیم را نیافته‌ایم!
گفتم: یارو رفته بود دزدی، هرچی گشت چیز بدرد بخوری پیدا نکرد، با پس‌گردنی صاحبخانه را بیدار کرد و گفت؛ مرتیکه فلان فلان شده! خاک بر سرت با این زندگی که داری؟! پاک مأیوسم کردی!



نوع مطلب : گفت و شنود، سیاسی، رژیم صهیونیستی، 
برچسب ها : کیهان، گفت و شنود، نتانیاهو،
لینک های مرتبط :


گفت: چه خبر؟!
گفتم: آقای پورنجاتی در مصاحبه با روزنامه زنجیره‌ای اعتماد گفته است من همیشه طرفدار خاتمی بوده‌ام!
گفت: ولی ایشان در انتخابات سال 76 عضو مرکزیت جمعیت دفاع از ارزش‌ها بود و با همه توان از کاندیداتوری آقای ری‌شهری حمایت می‌کرد.
گفتم: ایشان می‌گوید من تنها کسی بودم که مخالف ریاست جمهوری آقای ری‌شهری بودم!
گفت: این هم یک دروغ دیگر چون در آن هنگام مدیر مسئول کیهان از روی علاقه به آقای ری‌شهری نزد ایشان رفت و در حضور اعضای شورای مرکزی جمعیت که این آقا هم جزو آنها بود به آقای ری‌شهری توصیه کرد که نامزد نشود چون زیر یک میلیون رأی می‌آورد و برای شخصیت ایشان مناسب نیست ولی همین آقا بدجوری از این توصیه مدیر کیهان تُرش کرده بود!
گفتم: تازه اگر مخالف بود چرا تا پایان انتخابات با شدت و حرارت از نامزدی آقای ری‌شهری حمایت می‌کرد؟!
گفت: چه عرض کنم؟! اگر راست می‌گوید که طرفدار خاتمی بوده پس حتما نفوذی او در ستاد ری‌شهری بوده و اگر صادقانه در ستاد ری‌شهری بوده پس دروغ می‌گوید که طرفدار خاتمی بوده.
گفتم: دانش‌آموزی به آقا معلم گفت؛ آقا اجازه! برم دستشویی؟! معلم گفت؛ برو و یارو رفت و فردا به کلاس برگشت. معلم با عصبانیت گفت؛ مگه نگفتی می‌رم دستشویی؟ پس چرا دیگه نیومدی؟ و طرف گفت؛ آقا اجازه! منظورم دستشویی خونه خودمون بود!



نوع مطلب : گفت و شنود، سیاسی، 
برچسب ها : کیهان، گفت و شنود،
لینک های مرتبط :


به نظر می​رسد این تنها لیگ فوتبال ما در دنیا باشد که همه چیزش به همه چیزش می​آید؛ مثل اظهارات بازیکنان و مربیان قبل و بعد از بازی! اظهارات سرمربی تیم لحاف دوزی تهران پارس را در سه برداشت خیالی در ادامه بخوانید!
* قبل از بازی
- ما همه چیز تیم پنبه زنی علی آباد رو آنالیز کردیم و مشکلی نداریم. بچه ها هم همه سر حال هستن و امیدواریم بازی رو با نتیجه خوبی ببریم.
- ما به این سه امتیاز خیلی نیاز داریم و به بچه ها گفتم که باید برنده از زمین بیرون بیاین.
- پنبه زنی تیم خوبی و سرپائیه. من خودم اصالتا پنبه زن بودم و پنبه زن ها رو هم خیلی دوست دارم و برای این تیم خیلی احترام قائلم.
- سرمربی پنبه زنی هم از رفقای قدیم خود من بوده و سالهاست همدیگرو می شناسیم.
- تماشاگران ما هم بهترین تماشاگران دنیا هستن امروز هم یه بازی خوب رو خواهند دید و ان شاءلله با رضایت از وزشگاه میرن.
- وضعیت لیگ امسال به نظرم از سالهای قبل خیلی بهتره. نظم بیشتری داریم. امکانات بهتری در اختیار تیم ها هست. تیم ملی هم همراه با لیگ به فوتبال کمک می کنه.
- بودجه تیم درست شده و تا امروز که من اینجا نشستم یک نفر از بچه های ما طلبکار نیست همه قسط های اول و دوم رو یه جا گرفتن.
- وضعیت آب و هوا هم امروز خیلی خوبه و این می تونه برای یه بازی خیلی بهتر کمک کنه.
*بعد از بازی و برنده شدن تیم لحاف دوزی
- من خیلی از بچه ها راضی هستم. طبق برنامه کار کردیم. از دو هفته قبل می دونستیم که می بریم. به بچه ها گفته بودم یا برد یا برد؟ یعنی اصلا به باخت یا تساوی فکر نکنن. زمین امروز خیلی خوب بود. باد خوب بود. داور عالی بود. تور سوراخ هاش اندازه بود. باد توپ خوب بود. کمک داور خوب بود. تماشاگران سنگ تموم گذاشتن. تیم میزبان عالی بود. تماشاگران میزبان عالی بودن. فدراسیون خیلی خوب بود. برنامه ریزی خوب بود. در کل ما خوب بودیم. تیم مقابل هم خیلی خوب بود ولی نه اندازه ما. قربون شما خبرنگارای زحمتکش هم برم.
*بعد از بازی و بازنده شدن تیم لحاف دوزی
- من واقعا برای فدراسیون متاسفم که تو این زمین برای ما بازی گذاشته. گوسفند روی این زمین نمی تونه بچره اونوخ ما باید فوتبال بازی کنیم.
- سرمربی تیم مقابل ما پنبه زنه اومده رو نیمکت نشسته. خب باید هم فوتبال بکش زیرش رو تو زمین پیاده کنن! به نظر شما این فوتبال بود یا پنبه بال؟!
- شما ببینین آب کنار زمین نیست. توپ رو تنظیم باد نبردن، میزنی زمین هوا نمی ره. سوراخ تور دروازه ما گشاد تر از دروازه خودشونه. خب اینا بار روانی داره. بچه های من روی زمین نباختن، به خاطر مشکلات حاشیه ای باختن.
- کمک داورهای این بازی باید اعدام بشن. یکی شون که خواب بود و اون یکی هم دستشویی داشت دائم این طرف و اون طرف می رفت. ما به پنبه زنا نباختیم ما به داوری باختیم.
- داوری افتضاح بود. دست چپ و راستشو بلد نیست به جای کارت زرد قرمز میده بعد میاد میگه اشتباه کردم. کور رنگی داره. بازیکن تیم پنبه زنی با پا میره تو صورت دروازه بان ما به دروازه بان ما کارت میده.
- بازیکنای ما دو ساله حقوق نگرفتن. همین که بازی می کنن خیلی مردونگی می کنن. من خودم 4سال و نیمه که یه ریال پول از باشگاه نگرفتم دائم به خودم و بچه هام می گن داریم سهام لحاف دوزی رو ردیف می کنیم بدیم به شما.
- شورت بچه ها که مامان دوزه. پیرهن شون هم پیرهن سه سال پیش باشگاه (...) که لطف کردن می خواستن بریزن دور دادن به ما. کتونی هم از خودشونه. واقعا من نمی دونم چرا ما تو لیگ برتر هستیم!
- من نمی دونم کجای دنیا این قدر باد می آد که امروز تو این ورزشگاه این قدر می اومد؟ واقعا این مشکوکه دیگه. تازه سرمربی تیم پنبه ای ها که برگشته گفته ما تیم رو آنالیز کردیم اصلا نمی دونه آنالیز چور نوشته می شه.
- در مورد تماشاگرای تیم پنبه زنی که حرف نمی زنم و فقط براشون آرزوی شفای عاجل دارم! ولی برای تماشاگران خودمون خیلی متاسفم و میگم خاک بر سرتون.
- برای فدراسیون فوتبال و مسئولان لیگ واقعا متاسفم. با این توپ نمی شه تیله بازی کرد چه برسه به فوتبال. تیر دروازه ها هم مشکل داشت، برین ببینین، ذوزنقه بود به جای مستطیل.
- خبر دارم که پنبه زنی یه خط هواپیمایی خریده و بچه های تیمش توی پنبه بزرگ شدن. اینم می دونم که وقتی خبرنگار به سرمربی شون گفته چرا فیر پلی بازی نکردین گفته: به جاش 4-3-3 بازی کردیم!
- هتل نداشتیم دیشب کنار خیابون خوابیدیم با لحاف های باشگاه. فدراسیون چه نظارتی می کنه؟ بین دو نیمه می خوام برم دست به آب، آب قطعه تا همین الان خودمو نگه داشتم!
- مشکل فوتبال ما خبرنگارا هستن. یه مشت آدم علاف بیکار فوضول. همون آقایی که اون عقب نشسته اومده کنار زمین به من میگه چی شد فرید خان! پنبه زنی پنبه لحاف تونو زد! این چه حرفیه؟ خبرنگار یعنی این؟ اون موقع که تو به گیم نت می گفتی کافی شاپ من تو این فوتبال داشتم عرق می ریختم.



نوع مطلب : طنز سوم - کیهان، 
برچسب ها : کیهان، فوتبال، لیگ ایران،
لینک های مرتبط :


شکسپیر میگه: اگر یاد کسی هستیم و یا می افتیم، این هنر اوست نه هنر ما!
*
تو امتحان رانندگی هول شده بودم و خراب کردم... افسر با بی حوصلگی سوال آخرو پرسید: کجا دور زدن ممنوعه؟ گفتم: تو رفاقت! خندید و گفت برو پایین، قبوله!
*
محبت نه حساب است که فراموش شود نه چراغ است که خاموش شود.
*
هنوز قلبم به عشق کسانی می تپد که روزی با آنها سر سفره روزگار ، نان وفا داری و نمک معرفت خوردم پس یاد می کنم از تو تا بدانی ما هنوز وفا داریم.
*
خوبان همانند گلهای قالی اند، نه انتظار باران دارند و نه دلهره چیده شدن، دائمی اند و ماندگار.
*
بی عشق، حتی باران هم...بوی تشنگی می‌دهد.
*
واحد اندازه‌گیری فاصله متر نیست، اشتیاق است! مشتاق که باشی یک متر هم فاصله‌ زیادی است.

 





نوع مطلب : پیامک، 
برچسب ها : پیامک، کیهان،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2